گورستان زناشویی، موجزترین، بهترین و کاملترین تعریفی است که میتوان در توصیف آخرین ساخته مازیار میری به کار برد، اصطلاحی که رومن پولانسکی در ساخته جنجالی خود «Bitter Moon» از زبان کاراکتر خود «اسکار» در توصیف رابطهای که خیانت قسمت طاعونی آن است، بکار برد. بیشتر از همه چیز «سعادت آباد» به همان خوراک چینی شباهت دارد که یاسی در صدد آماده کردنش هست، از جنبه نشانه شناسی فیلمساز غذا را به مثابهی عامل پیونده دهندهی انسانها در تقابل با موبایل قرار میدهد - که در ظاهر وسیلهی ارتباط است اما درفیلم به ابزار پنهانکاری و خیانت بدل شده.
خیانت آباد جایی است که یک رابطه به بنبست میرسد، آنجا که درخت تعلق خاطر، ثمرهای ندارد، جایی که فردیت به چنان ابتذالی میرسد که افراد را در خویشتن خویش غرق میکند، آنجا که نزدیکی تنها در فقدان فاصله میان تنها خلاصه میشود، آنجا که افراد همگی نقاب بر چهره دارند و با آنچه میگویند زمین تا آسمان متفاوتاند، آنجا که محسن خبر بارداری یاسی (همسرش) را از زبان معشوقهی خود (مینا) میشنود.
آنجا که رابطه علی و لاله در میان پنهان کاریها و دروغهای لاله متلاشی میشود، آنجا که ارتباط بهرام و تهمینه به قدری متزلزل شده که دو طرف رابطه کوچکترین تمایلی برای ارتباط (حتا از نوع کلامی) با هم ندارند و بالاخره جایی که سه زوج برای برگزاری یک جشن تولد گرد هم میآیند اما هیچگاه آنها را دور هم نمیبینیم، تنها لحظهای که هر شش کاراکتر فیلم گرد هم میآیند، لحظه شام و موقع بریدن کیک تولد است که عمر هر دو لحظه به کوتاهی حیات یک لبخند است. در سعادت آباد خیانت ماندگارتر است.
مثل این است که در ایوانش، هر شب اشباح عزا میگیرند. احمد شاملو
زیرنویس:
:: فکر نمیکنی... عمرا دکتر پرتقالی
برچسبها: تنهایی, آرماگدون, روایت متا, سهشنبههای اندوه, خیانت

