دلم برای مارادونا تنگ شده است. سیگار برگ کوبایی را آتش میزنم و تنهایی شروع میکنم به کشیدن. دوست دارم دودش را بیرون ندهم. بگذارم بماند بماند روی دل ناماندگار بیدرمان. جام جهانی تمام شد. همه تیمها به خانهشان برگشتند. نمیدانم ما طرفداران آرژانتین چی هستیم که مثل هوادارانی که بعد از شکست در استادیوم میمانند و نمیروند ماندهایم و نرفتهایم. افریقا هستیم، هنوز در ساکرسیتی نشستهایم و داریم با چشمهایی ماتزده به زمین خالی نگاه میکنیم. نسیم خنکی میوزد و کاغذپارههای باقی مانده یک جشن بزرگ به هوا میرود.
| لينک ثابت | پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 2:11 
|
