تبليغاتX
گردباد - لعنت به تو آقای تارانتینو

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

سالهاست اینطور شده‌ام. پیش از آن حس خاصی نداشتم وقتی بعد از خوردن یک پرس غذای سنگین از رستوران بیرون می‌آمدم. اما همه چیز از شانزده سال پیش شروع شد، هربار که می‌روم و یک جایی غذا می‌خورم، وقت بیرون آمدن، حس وینست و جولز را دارم وقتی آخر «پالپ فیکشن» دارند از رستوران بیرون زدند. و لعنت به تو آقای تارانتینو، لعنت به تو که سکانس آخر فیلمت را دو نفری به پایان بردی و حالا من هربار باید دنبال نفر دومی باشم که مثل من هفت تیرش را زیر تی شرت گل و گشادش پنهان کند. لعنت به تو که حواست به تنهایی ازلی آدم‌ها نبود.

| لينک ثابت |  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 2:26    | 

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا