بعد از شانزده سال انتظار اولین فریمی که به جهان از مارادونا مخابره شد، کت و شلواری خاکستری تنش بود و کرواتی که بسته بود، نشسته بود، فهمید که دوربین دارد نشانش میدهد، به روی خودش نیاورد، بعد طاقت نیاورد یک لحظه دوربین نگاه کرد و لبخند زد. مسیح برگشته است. اینرا از لبخندش میشود فهمید.

دیهگو تو حرمت الزمان هستی.
او باز با دوربین با ما و خیلیها حرف زد. کسی که خواب خیلیها را آشفته و به خیلیها روحیه داده است. پشت این لبخند مرموز خیلی حرف است. یک دنیا حرف است. شانزده سال از آخرین باری که او را در جام جهانی دیدیم میگذرد. از آن فریاد معروف که بسان دست خدا در تاریخ ماندگار شد. دستهای گرهکردهی او و فریادی که از اعماق دل تودههای خلق ستمدیده کشید از ذهن هرکسی که آن را دیده باشد پاک نخواهد شد. خدا بزرگترین کارگردان سینمای جهان است.
ما ایمان داریم در جهانی که به لانه مارها مانند است هنوز هم میتوان با مارادونا معجزه را دید. جادو نه، معجزه. بیست و چهار سال پیش هم از همه كوتاهتر بود، اما همه را اداره میكرد. ديهگو با كت و شلوار خاکستری! معنایش را که دارید، ققنوس از خاکستر بلند میشود، در حلقه اتحاد با دستيارانش. اين سه بازيكن سابق تیم ملی آرژانتین، تجربه قهرمانی جهان را دارند.
فقط به خاطر مارادونا! همهی این سالها کشور برای من یعنی آرژانتین، پایتخت یعنی بوئنوسآیرس، آپرایزر، زبان، لباس، کت و شلوار، کفش، بوقچی، هوادار، تیفوسی، رنگ، نژاد و... همه چیز یعنی آرژانتینی آن! فقط به خاطر شخص مارادونا. خدا را شکر امسال هیچ کارشناسی در جهان برای آرژانتین شانسی قائل نشده.
بازی آرژانتين فراتر از فهم برنامههای نرم افزاری کامپيوتر است. يک چيزی در حد و حدود شور و حس انسانی. درک نشدنی و غافلگير کننده. آمیزهای از شور، احساس و گرمای امریکای لاتین . چيزی والاتر و فراتر از نظم ماشينی و تاکتيک و دو تا دو تا چهار تا. فوتبال هم دقيقن همين است. نود دقيقه ضربان قلب. مخلوطی از نظم و شور. مسی مخفف مسیا است و مسیا به معنای مسیح است.
دیهگو تو حرمت نسل آتاری هستی، برای ما که هیچ وقت حاضر نشدیم عکست را با هیچ چیز دیگری طاق بزنیم، تو حرمت الزمان هستی. تو پرچم نسل ما هستی. نسلی که هیچ وقت نفهمید از این دنیا چه میخواهد.
خدا یکی، عشق یکی. مگر میشود همزمان طرفدار دو تا تیم بود؟ فقط آدمهای ترسو هر چار سال یکبار تیمشان را عوض میکنند برای قهرمانی. ترس برت ندارد برادر، باید چهگوارایی حمله کنیم، هی هی سیهرا مائسترا. سیهرامائسترای تنها. زخمی، پيدا كن مردی را.
بازی آرژانتين فراتر از فهم برنامههای نرم افزاری کامپيوتر است. يک چيزی در حد و حدود شور و حس انسانی. درک نشدنی و غافلگير کننده. آمیزهای از شور، احساس و گرمای امریکای لاتین . چيزی والاتر و فراتر از نظم ماشينی و تاکتيک و دو تا دو تا چهار تا. فوتبال هم دقيقن همين است. نود دقيقه ضربان قلب. مخلوطی از نظم و شور. خدا را شکر امسال هیچ کارشناسی در جهان برای آرژانتین شانسی قائل نشده.
جام جهانی نه از پنچ شنبه شب در سووتو که بزرگترین ستارگان موسیقی جهان با اجراهای خود به طور غیر رسمی جشن نوزدهم افتتاح کردند شروع شد و نه از بازی افتتاحیه بافانا بافانا - آزتکها، جام جهانی همیشه از اولین بازی آرژانتین در آن شروع میشود و با آخرین بازی آنان به پایان میرسد. برادر من از ۵ سالگی طرفدار آلمان بوده، از دو آتشههای ژرمن است. بهم میگوید: واقعن امسال حق آرژانتین است که قهرمان شود.
بیست و چهار سال پیش هم از همه كوتاهتر بود، اما همه را اداره میكرد. ديهگو با كت و شلوار خاکستری! معنایش را که دارید، ققنوس از خاکستر بلند میشود، در حلقه اتحاد با دستيارانش. اين سه بازيكن سابق تیم ملی آرژانتین، تجربه قهرمانی جهان را دارند. ما وارد خلسهای عظیم خواهیم شد و تمامی انرژیهای کهکشانی را برای قهرمانی دیهگو به اردوگاه جنگی آرژانتین در افریکا میفرستیم، در این راه خدای بزرگ ما را کمک خواهد کرد.

