داشتم به صورت موازی راز چشمانشان و بازی برگشت بارسا و اینتر میدیدم، یک جایی فیلم خاموش کردم به خودم گفتم: فوتبال از هر فیلمی سینماییتر است.
فوتبال نه جای ژانگولر بازی بارسا است و نه جای کهشکان رئال، فوتبال معیادگاه غرور از دست رفته یک مشت مرد برزخی است که برای آنها نه زمین معنا دارد، نه زن و نه پول.
تو هنوز هم همهی تهماندهی دارایی ما از غرور یک قهرمان کلاسیک هستی. سرت را بالا بگیر. هنوز با تو کار داریم مرد.
من عاشق مورینو هستم، من یاد لحظههایی میاندازد که اریک کانتونا گل میزد و خوشحالی نمیکرد. من عاشق گرههای بزرگ کرواتش هستم، بدجور آدم یاد دهههای نوستال گذشته میاندازد.
یاد همه فیلمهای نوآر، یاد آلن دلون، یاد رابرت ردفورد، یاد سامورایی، اسلحه بزرگ، یاد سه روز کندر، یاد همه ضدقهرمانهای تاریخ سینما، که زیر کتشان اسلحه داشتند.
وقتی داور سوت پایان بازی زد، انگشت اشاره مورینو به سمت جایگاه اصلی کاخ نئوکمپ خیلی حرف دارد. اشاره او به فراتر از نئوکمپ است. به جایی ورای آسمانها. دارم با حمیدرضا صدر تلفنی راجع به خوزه مورینو حرف میزنم، جای سینا تابش خالی. به حمیدرضا صدر می گویم: فینال امسال چمپیون لیگ اصلن باید اینتر و بایرن مونیخ بیخیال شد، نبرد رویایی خوزه مورینو و لویش ونگال خیلی تماشاییتر است به قول داوینچی: بیچاره شاگردی که از استادش بهتر نشود.
آن روزها که پپ بازیکن بود، خوزه مورینیو دستیار ونگال روی نیمکت بارسلونا بوده، هنوز خیلی مانده طرفدارهای تازه به دوران رسیده بارسلونا که تازه سه سال است طرفدارش شدند این بفهمند. انتقام اثر جانی تو فیلمساز هنگ کنگی از آن فیلمهایی است که باید با سرجیو لئونه کبیر، سام پکین پا شاعر خشونت، برادر کوئنیتن تارانتینو، رفیق گای ریچی نشست و دید.
برای سینا تابش نوشتم: اینتر تیم خانواده موراتی چند دقیقهای هست این وقت شب به فینال چمپیون لیگ صعود کرد. ما هم از سقوط بارسای مغرور خوشخال هستیم. برایم نوشت: جواد خیابانی مزخرفگو یک حرف راست در تمام عمرش زده که این فوتبال بارسلونا که همه رو هیجان زده کرده، من یونایتد 15 سال پیش ارائه میکرد. اینتر ربطی به فوتبال کثیف و فاسد ایتالیا و سمبلهایش میلان و یووه نداره، ماورای فوتبال ایتالیا هست. مثل یک شرکت بینالمللی که دفتر مرکزیاش در میلان است. به افتخار رییس موراتی!
آقای خاص یک ضدقهرمان درجه یک است. از فرط تنفر او را عمیقا میپرستم و دوست دارم. و اما بارسا، یا به عبارتی تیم هنرمندان! تیمی که با تعاریف طرفدارانش به خصوص همین تازه از گرد راه رسیدهها بیشتر تیم هنرمندان است که برای بازیهای نمایشی و ژانگولر به میدان میرود. امشب ثابت شد فوتبال چیز دیگری است و جای بزرگان است نه امثال بارسا. به افتخار فوتبال!"
تعويضهای معرکهی مورينيو تو بيست دقيقهی آخر رسمن پپ بيچاره کرد. اینترمیلان پس از 38 سال در فینال جام قهرمانان اروپا، رویایی است خنده مورینو بر جنازه بارسلونا آنهم در خاک کاتالان. فوتبال چیزی فراتر از بازیهای نمایشی است که بارسا انجام میدهد و طرفداران تازه به دوران رسیدهاش را هیجان زده میکند.

