تبليغاتX
گردباد - آی مخموران خزان

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

شانزدهم آذر تا ابد زنده استپـایـیـز ناقوس افتادگی است. بیایید خزان کنیم اندیشه‌های سالک‌زده را و سبک شویم چون درختان از یرقان نا امیدی‌ها. بیایید آتشی باشیم از آذر در دروازه‌های زمستان.

در خواب روزها زودتر می‌گذرند ولی آیین چراغ خاموشی نیست. و باران سخت در باریدن است در یک شب سرد پاییزی.

این آغازی دیگر است و این منم، گمشده در مه، ستاره‌ای سرگردان در کهکشانی بی‌انتها، فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک.

من گم شده‌ام، در دنیای متروک تنهایی خود که تاریک‌ترین شب‌ها و ابری‌ترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچه‌هایش را دلتنگ می‌نوازد گم شده‌ام. آی عشق آی عشق چهره سرخ‌ت پیدا نیست.

بیایید لبریز کنیم بادیه جان را از باده مهر و خیس شویم زیر آگاهی آبان و آتشی باشیم از آذر.

بیایید بسان ابراهیم خلیل‌وار وارد آتش شویم. بیایید پایمال کنیم برگ‌های ظلمت را و سرمه کشیم کوچه‌های اندیشه را با ریسه‌های عبور. بیایید آفتاب گرمی باشیم از خورشید. این روزها راه رفتنم در خیابان بیشتر شبیه بازی‌های کودکی شده. مدام بپیچ به چپ، بپیچ به راست، نه راست نه. اشتباه نکنید مشکل از کوچه‌ها و خیابان‌های محله‌مان نیست. همه‌اش زیر سر این برگ‌های پاییزی است که گاهی مجبورم می‌کنند برای یاد آوری یک نوستال شیرین کودکی و شنیدن صدای خش خشی که برایم مثل یک موسیقی رمزآلود زیباست.

از شش متر قبل مثل پارتیزان‌های جنگ‌های نامنظم نشانه‌گیری کنم که قدم‌هایم را چطور بردارم تا برگ، شش متر جلوتر زیر پایم قرار بگیرد. گاهی اوقات برای شنیدن یک خش خش حتا مسیرم را هم عوض می‌کنم. پاییز از نظر ستاره‌شناختی بین دو نقطه اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی است.

| لينک ثابت |  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 13:44    | 

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا