تبليغاتX
گردباد - باب دیلان، اندیشه فولادوند

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

تشیع یک نخ از سیگارهایمان
قصابی سکوت با لحن باب دیلان
تخم چروک و چرک، آلبرتی روی میز
این درد باشکوه تنهایی عزیز

هی عقربه به تاک هشدار تیک داد
نصرت به شعر من فحش رکیک داد
ساعت حدود شش، نیت برای قرب
اخطار پاسبان، تیتر خروج سرب

عالیجناب من چرتش گرفته بود
فرمود: می‌روم، قندیل بسته بود
یک بمب ساعتی در دست من گذاشت
باد یخ کولر رویم اثر نداشت

عالیجناب رفت تا هشت مرده‌ام
پشت در تراس یک قفل بسته‌ام
ساعت؟ ندیدمش تا منفجر شدم
یک لحظه بود، بام، از باش تا عدم

یک لحظه‌ی غلیظ، کودن‌تر از زمان
سور فرشته در کنسرت رایگان
تا یک دوهفته‌ای مردم مفسرند
راجع به انفجار راجع به این دو بند

پرتاب فاتحه / دورم افکت پول
هر تکه‌ام یه وری بی‌حجم و عرض و طول
عادی گذشت؟ نه؟ چه مرگ بیخودی
ساعت درست نه، تیتر خبر شدی

| لينک ثابت |  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 23:6   

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا