کارگردانی هالیوودی به نام ادام کشر (جاستین تروکس) در ملاقاتی که با تهیه کنندگان فیلمش دارد از طرف آنها تحت فشار قرار میگیرد که از هنرپیشه زن مورد نظرشان به نام کامیلا رودس در نقش اول فیلمش استفاده کند ولی پس از امتناع وی از کارگردانی اثر بر کنار میشود. این چند خط شما را یاد دیوید لینچ و مالهالند درایو میاندازد یا بهرام بیضایی و وقتی همه خوابیم؟
برای ورود به جدیدترین فیلم بهرام بیضایی باید چند تا کلید داشته باشید. البته اگر شاه کلید همراهتان باشد که تمامی درهای پیدا و پنهان به روی شما باز خواهد شد. وقتی همه خوابیم بر اساس ماجراهای واقعی ساخته نشدن فیلم قبلی بهرام بیضایی شکل گرفته است. فیلم قبلی لبه پرتگاه نام داشت که تهیه کنندهاش حمید اعتباریان بود که در وقتی همه خوابیم نام او به اشتهاریان تغییر پیدا کرده است.
در این فیلم شباهت اشتهاریان به اعتباریان فقط به یک اسم محدود نمیشود. بلکه از تشابه گریم چهره و نوع رنگ و آرایش موها و محاسن و نوع لباسها تا ترکیب رنگها و زنجیر طلایی که اشتهاریان به گردن آویخته و نوع عینک آفتابی و حتی ساعت مچیای که به دست دارد به اندازه صددرصد با حمید اعتباریان شباهت دارد.
در وقتی همه خوابیم تهیه کنندهای با نام اشتهاریان به غیر از چک مشارکتی که برای فیلم میکشد میخواهد خواهرزاده، داییزاده، عموزاده و عمهزادهاش در فیلم نقش اول را داشته باشد. خاطره مقبول که نقشش را شقایق فراهانی بازی کرده است در اصل همان اندیشه فولادوند است که باعث شد با پافشاری حمید اعتباریان به بهرام بیضایی فیلم قبلی، لبه پرتگاه، ساخته نشود.
حالا حمید اعتباریان و اندیشه فولادوند در وقتی همه خوابیم بنامهای اشتهاریان و خاطره مقبول متهمان ردیف اول هستند. چه بسا که جرم اندیشه فولادوند از شریک جرمش هم بیشتر باشد. چون او زمینه قتل فیلم قبلی را فراهم کرده است.
دو سال پیش قرار بود فریدون جيرانی به تهیه کنندگی حمید اعتباریان فیلمی اپيزودیک درباره سینمای ایران و پشت صحنه آن بسازد که بعد از طی کردن یک پروسه عجیب به سه فیلم مستقل تبدیل شد. اولین بخش این سه گانه یعنی ستاره میشود داستان دختر جوانی است با نام پونه گلکار که اندیشه فولادوند آنرا بازی کرده که در آرزوی بازیگری به یک گروه فیلمسازی پیوسته است.
یکی از شخصیتهای فرعی فيلم، سرمایهگذاری است که گویا با مقاصد دیگری به سینما آمده و اين دخترک معصوم هم طعمه تازه اوست. فیلم که در جشنواره به نمایش درآمد، حرف و حديثها هم شروع شد و این نوع نگاه افشاگرانه نسبت به سینما نه به مذاق متولیانش خوش آمد و نه دست اندرکارانی که تصور میکردند به تهیه کنندهها و سرماه گذارها توهین شده است.
همين حرفها باعث شد فیلم با اصلاحات زیادی روبه رو شود و به قول معروف زهرش را گرفتند، ولی باز هم درست یک روز قبل از اکران عمومی جلوی نمایش آن گرفته شد و هنوز هم در وضعیت نامعلومی به سر میبرد.
تهیه کننده سه قسمت ستاره ها بعد از این کار سراغ تولید فیلمنامهای از بهرام بیضایی رفت و قرار شد بیضایی که هشت سال از آخرین کارش در اکران عمومی میگذشت، فیلم لبه پرتگاه را با حضور چند ستاره مطرح روز سینمای ایران و به تهیه کنندگی حمید اعتباريان بسازد. به دلایلی که هنوز جزئياتش مشخص نشده، فیلم به مشکل برخورد و اختلاف میان تهیه کننده، کارگردان و بازیگر زن مورد علاقه تهیه کننده باعث شد کار متوقف شود، ناکام بماند و لبه پرتگاه هیچ وقت ساخته نشد.
در فاصله کوتاهی از به هم خوردن این توافق خبر رسید بهرام بیضایی ساخت فیلم تازهاش را شروع کرده است. شنیدهها خبر میداد وقتی همه خوابیم در قالب یک فیلم در فیلم قرار است روایت سینمایی فیلمساز از دلايل به سرانجام نرسیدن فیلم قبلی و به عبارت دیگر، نگاه بیضایی به موضوع سلطه پول و سرمایه بر هنر و فرهنگ باشد. وقتی همه خوابیم آماده نمایش شد و به بخش بین الملل جشنواره هم راه پیدا کرد.
وقتی همه خوابیم در واقع متعلق به یک سه گانه است. اولی فیلمنامهای است به نام اعتراض که فیلم نشده و فیلمنامهاش هم هنوز منتشر نشده است. بعدی لبه پرتگاه است که فیلمنامه آن چندش پیش منتشر شد و سومی هم همین فیلم است.
ایده هر سه اینها درباره فیلم ساختن است. و این ایده از سالی میآید که بهرام بیضایی تازه فیلمسازی را شروع کرده بود. یعنی سال 1349 که آذر همان سال خانم آذر شیوا بازیگر سینما به وضعیت سینمای ایران در آن برهه اعتراض کرد و این اعتراض در واقع پرونده فیلمسازی او را بست. او در اعتراض به فیلمهایی که در آنها بازی کرده بود جلوی دانشگاه شروع کرد به سقزفروشی و در واقع یک عمر کارش را زیر سوال برد. و هم سازندگان فیلمفارسیها به او حمله کردند و هم روشنفکرها و این باعث شد که آن فرصت طلایی در اعتراض به آن سینما از بین برود. و همین ایده موضوع سناریو اعتراض است.
بهرام بیضایی با وقتی همه خوابیم، دیوید لینچ با مالهالند درایو، فریدون جیرانی با ستاره میشود از حقیقتی صحبت میکنند که تار و پود سینما را به تصرف خودش در آورده است. آنها با سلولوییدهایشان تو دهنی محکمی به جریان مافیایی سلطه پول و سرمایه بر هنر و فرهنگ زدهاند و فقط کسانی که سر در آخور اشتهاریانها دارند حقیقت را کتمان میکنند.
زیر نویس:
:: مافیای تاتاگلیایی سینمای ایران گردباد
:: پول کامل فیلم را میدهیم به این شرط که زن مورد نظر ما در آن باشد خبرآنلاین

