آیا امشب طلسم ۶ سال گل نزدن لیورپول به چلسی در استمفوردبریج شهر لندن شکسته خواهد شد؟ آیا لیورپول برای یک فینال رویایی خودش را سر وقت خواهد رسانید؟ منچستر بعد از ۹ سال به فینال رفت تا یاد فینال رویایی سال ۱۹۹۹ را زنده کند. همان سال که سه تا جام را با هم بدست آورد. جام حذفی جزیره، لیگ برتر و قهرمانی اروپا. همان سال که اوله گنار سولشر و تدی شرینگهام توی دو دقیقه باطل السحر بایرن مونیخ را خواندند. قیصر بعد از پایان بازی اصلن باورش نمیشد که در ۱۲۰ ثانیه شیاطین بر ارکان اروپا مسلط شوند.
در فینال ۱۹۹۹ سرنوشت جنگ جهانی دوم را به خوبی میتوانید ببینید. تا دقیقه ۹۰ بایرن مونیخ آلمان با نتیجه ۱ بر صفر از منچستر انگلستان جلو بود. اصلن بازی را برده بود. اعضای نیمکت ذخیرهای بایرن داشتند لباسهای قهرمانی را از توی صندوقچهای که با خودشان از ایالت باواریا آورده بودند باز میکردند که بپوشند. مثل هیتلر که داشت با دوربین دیوارهای مسکو را میدید و قند توی دلش آب میشد. ولی آلمانیها دقیقن همان جوری که جنگ جهانی دوم را در آخرین لحظات پیروزی باختند این بازی را هم واگذار کردند.
اگر منچستر در دقیقه ۱۰ یا ۲۰ یک گل به بایرن زده بود و بعد دقیقه ۹۰ سوت بازی به صدا درآمده بود و همه چیز تمام امروز اصلن دربارهاش نمینوشتیم. مثل خیلی از فینالها که الان دیگر کسی یادش نیست. ولی فینال ۹۹ یک چیز دیگری بود. اصل زنده بودن. آدم یاد فیلمهای بروس لی میافتدد توی بچهگی. بروس لی اول کتک میخورد بعد که حسابی آش و لاش میشد یهو قدرتش را نشان میداد. اصل غافلگیری. همان چیزی که توی سینما کاربرد دارد. توی فوتبال هم هست.
پرسپولیس توی بازی رفت در کشور قزاقستان از آلیمای ۳ بر هیچ باخته بود. پرسپولیس توی بازی برگشت اصلن نباید گل میخورد تازه اگر سه بر هیچ آلیمای را شکست میداد بازی مساوی میشد. و به ازای هر گلی که از آلیمای میخورد باید دو گل میزد.
۱۲۰هزار تماشاگر بازی برگشت توی استادیوم آزادی شاهد هستند که نیمه اول داشت بدون گل تمام میشد که داور یک پنالتی به نفع پرسپولیس گرفت. حدس میزنید چه اتفاق افتاد؟ کریم باقری پشت توپ رفت و پنالتی خراب کرد. آسمان رو سرمان خراب شد.
سه تا گل باید میزدیم یک گل هم نباید میخوردیم تا بازی مساوی شود حالا پنالتی هم خراب کردیم. سوت داور پایان نیمه اول را اعلام کرد و بازیکنان به رختکن رفتند. ۱۵ دقیقه وقت استراحت بین دونیمه پرسپولیسیها به شدت سرخترین تیم آسیا را تشویق کردند.
صدای تیفوسیهای سرخ رختکن پرسپولیس را به لرزه درآورده بود. این تازه شروع افسونگری هوادارهای ارتش سرخ بود. روح مردهای که بعد از به ثمر نرساندن آن پنالتی در آزادی پاشیده شده بود جایش را به صد و بیست هزار تماشاگر مشتاق و زنده داد که شاهد یکی از تاریخیترین بازیهای عمرشان باشند. نیمه دوم بازی پرسپولیس و آلیمای قزاقستان خود زندگی است. انسان در نبرد جاوید عظمت یافته است و تنها در صلح جاوید از میان میرود.
پرسپولیسیها آنقدر پرسپولیس را تشویق کردند که سرخترین تیم آسیا آمد و حریف قزاقش را پنج بر هیچ شکست داد. بله تاریخ را اینگونه مینویسند. نه مثل استقلالیها که دوبار در فینال قهرمانی آسیا آنهم توی آزادی پیش چشم هوادارانش شکست خورد. تاریخ جای ترسوها نیست. فینال ۹۹ بایرن ترسو بود برای همین شکست خورد. چون یک گل زد بعد همش دفاع کرد.
۹۰دقیقه دفاع حال آدم را از آن فوتبال مکانیکی بدجوری بهم میزند. ترسوها میبازند و اینبار هم باختند. بایرن در طول بازی دلش را به همان گل نیمه اول خوش کرده بود ولی فراموش کرده بود فوتبال عرض هم دارد و آن وقتهای تلف شده است. الکس فرگوسن به پاس این قهرمانی که یاد و خاطره پیروزی جنگ جهانی دوم را در اذهان زنده کرده بود از دربار انگلستان و شخص ملکه به لقب سر مفتخر شد.

