تبليغاتX
گردباد - زن‌ها وقتی صبح لباس می‌پوشند نوشته‌ی ریچارد براتیگان

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

وقتی زن‌ها صبح لباس می‌پوشند می‌شود یک تبادل زیبای ارزشها را دید، و اینکه او چقدر آکبند است و شما تا حالا لباس پوشیدنش را ندیده اید. عشاق هم بوده‌اید و دیشب را با هم خوابیده‌اید و کاری نمانده که نکرده باشید و حالا وقت آن است که او لباس بپوشد.

شاید شما صبحانه خورده باشید و او ژاکتش را پوشیده و با تن نرمش توی آشپزخانه جولان داده که یک صبحانه‌ی مختصر و مفید لختی برای شما درست کند و با هم مفصل درباره شعرهای ریلکه بحث کرده‌اید و از اینکه او چقدر می‌داند شاخ درآورده‌اید.

حالا هردوتان آنقدر قهوه خورده‌اید که دیگر جا ندارید و وقت آن است که او لباس بپوشد و وقت آن است که برود خانه‌شان و وقت آن است که برود سر کار و شما می‌خواهید تنها باشید چون توی خانه چند تا خرده کاری دارید و می‌خواهید با هم بروید بیرون خوش و خرم قدم بزنید و وقت آن است که شما بروید خانه و وقت آن است که شما بروید سر کار و او توی خانه چند تا خرده کاری دارد.

یا... شاید این فقط عشق است. حالا به هر حال، وقت آن است که او لباس بپوشد و لباس پوشیدنش خیلی قشنگ است. تنش کم کم ناپدید می‌شود و لباس جایش را می‌گیرد. یک جور بکارت در این کار هست. حالا لباس‌هایش را تنش کرده، و آغاز به پایان رسیده.

| لينک ثابت |  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 22:30   

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا