تبليغاتX
گردباد - قدیسان مرگ

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

خودکشی لاس زدن با مرگ است. و چه عشق بازی غریبی است این کار؟ فراموش نکنید کسی تصمیم خودکشی را نمی‌گیرد. خودکشی با بعضی‌هاست. در خمیره و سرشت آنها‌ست. وسوسه خودکشی لذت‌بخش‌ترین وسوسه‌هاست. حتی از وسوسه خیانت دخترهای اغواگر هم بالاتر. برای همین است که فم‌فتالترین زن هالیوود یک روز به این نتیجه رسید که خودکشی کند.

از مرلین مونرو تا براتیگان، از صادق هدایت تا ویرجینیا وولف، از ارنست همینگوی تا کافکا. دراکولا و کرگدنی را سراغ دارید که خودکشی نکرده باشد؟ چه رازی در خودکشی نهفته است؟  به قول خواجه عبدالله انصاری: بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر خوش زندگی خواهی.

آنچه پس از خودکشی صادق هدایت درباره‌اش گفتند و نوشتند آنقدر دچار پارادوکس است که قابل تکرار نیست، و آنقدر متضاد است که دود را از کله بلند می‌کند. گفتند: تصمیم گرفت به پاریس برود و در آنجا خودکشی چون تهران را لایق نمی‌دانست. گفتند: خیر، این کار را کرد تا میهن آریایی خود را به خون خویشتن نیالاید.

اما اگر چه در جایی نگفتند و ننوشتند از آنچه گفتند و نوشتند چنین بر می‌آید که او را در مسلک شهدا می‌شمارند. و این یکی را درست می‌پندارند، چون سرنوشت شهید - گذشته از اشکال گوناگونی که به خود می‌گیرد - در نفس خود یکسان است: همه شهدا را اول مصلوب می‌کنند و سپس می‌گویند او اصلن آمده بود برای نجات ما مصلوب شود!

تنها مرگ است که دروغ نمی گوید. حضور مرگ همه موجودات را نیست نابود می کند. ما بچه مرگ هستیم. و مرگ است که ما را از فریب‌های زندگی نجات می‌دهد. و در ته زندگی اوست که ما را صدا می‌زند و به سوی خودش می‌خواند. و در تمام مدت زندگی، مرگ است که به ما اشاره می‌کند. این صدای مرگ است.

کسانی که خودکشی می‌کنند یک مغناطیس خیلی قوی در بدنشان آنها را به سوی مرگ می‌کشد. به سوی بزرگترین راز زندگی. سرتاسر زندگی، ما یک bete pourchasse بوده‌ایم. حالا دیگر این جانور traquee شده و حسابی از پا در آمده. فقط مقداری reflexes به طرز احمقانه‌ای کار خودشان را انجام می‌دهند. گناهمان همین بوده که زیادی به زندگی ادامه داده‌ایم.

 

پانوشت:

:: متاسفانه هنوز زنده‌ام  پریسا، دختری که می‌خواست برود پشت حوصله‌ی نورها دراز بکشد و ما را برای خوردن یک سیب تنها بگذارد.

| لينک ثابت |  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 10:4   

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا