تبليغاتX
گردباد

گردباد

حمیدرضا علاقه‌بند

حسین درخشانیادتان هست چه کسی به تاریخ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۷۸ در وبلاگش آرزو کرد حسین درخشان باید در ایران شلاق بخورد و زندان برود؟ 

به خاطر می‌آورید چه کسی او را رسمن به مرگ تهدید کرد؟ باید به یاد داشته باشید چه کسانی هودر را خائن، بی‌شرف، لجن، رذل، کثافت و جرثومه نامیدند؟ [+] [+] [+] [+]

حتمن به یاد می‌آورید ابراهیم نبوی وعده‌ی محو هودر را داد و نوشت به نابودی او آروزمند است و وقتی مهدی خلجی با شیادی توانست برای چند وقت وبلاگ سردبیر: خودم را از کار بندازد پیام تبریک فرستاد و سرمست از پیروزی پوشالی‌شان نوشت:

جناب آقای خلجی مدظله العالی. احتراما همکاری شایان تقدیر شما برای محو کردن جناب آقای درخشان از صحنه اینترنت به شما و خانواده اینترنتی کشور تبریک می گویم. رجاء واثق دارم که این خدمت شما به آزادی و دموکراسی و تعاطی افکار هرگز فراموش نمی شود. حالا چه شده محوکنندگان سابق به سرنوشت حسین درخشان علاقه‌مند شده‌اند و جزو اولین افرادی هستند که نامه‌‌‌ی حمایت از حسین درخشان را امضا می‌کنند؟

هودر خیلی خوب شما را می‌شناخت که قبل از آمدنش به ایران در وبلاگش نوشت: می‌خواهم یک خواهش هم بکنم. دوست‌ندارم هر برخوردی که سیستم امنیتی یا قضایی ایران بخواهد با من بکند تبدیل به چماقی تازه در دست بیزنس‌من‌های شارلاتان حقوق بشر در آمریکا و اروپا شود، که تنها چیزی که برایشان هم نیست حقوق آدم‌های دیگر است.

در نتیجه، راضی نیستم که کوچکترین خبر یا اعلامیه یا فعالیتی به زبان انگلیسی و در صحنه‌ی بین‌المللی یا رسانه‌های فارسی‌زبان هلندی و آمریکایی و انگلیسی و غیره پخش و انجام شود. اگر چیزی برای خبر دادن بود رسانه‌های قانونی داخل ایران طبیعتا آن را بر اساس وظیفه‌شان منعکس خواهند کرد که این از نظر من اشکالی ندارد.

حسین درخشان هیچ احتیاجی به حمایت شما بیزنس‌من‌ و وومن‌های حقوق بشری که به دنبال حذف او هستید ندارد. زندانی شدن با عزت شرف دارد به آزادی با ذلت. خانم‌ها و آقایان حذف کننده با خیال راحت، بدون اینکه وجدانتان درد بگیرد و خونریزی کند بروید بخوابید چون هودر از اینترنت محو شده است. حسین درخشان این پسر بچه‌ی شرور ایرانی خیلی وقت است که دیگر وبلاگ نمی‌نویسد.

| لينک ثابت |  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 5:2    | 

گوشی نوکیا مدل N97 یکی دیگر از مدل‌های سری N این شرکت است که رسمن در ماه دسامبر 2008 میلادی به بازار معرفی شد. این گوشی طراحی خاص خودش را دارد و به صورت یک گوشی کشویی که از دو سمت باز و بسته می‌شود طراحی شده است. نوکیا N97 ابعادی در اندازه‌های 18.3-15.9×55.3×117.2 میلی‌متر و وزنی برابر با 150 گرم دارد. این گوشی در دو رنگ مشکی و سفید طراحی شده است.

نوکیا N97 

نوکیا N97 به عنوان یک گوشی سه‌بانده از باندهای HSDPA 900 / 1900 / 2100 و به عنوان یک گوشی چهاربانده از باندهای GSM 850 / 900 / 1800 / 1900 پشتیبانی می‌کند. این گوشی به سیستم عامل سیمبین نسخه‌ی 9.4 سری 60 مجهز است. حافظه‌ی داخلی 32 گیگابایتی و پشتیبانی از کارت‌های microSD حداکثر 16 گیگابایتی از ویژگی‌های بسیار جالب توجهی هستند که در این گوشی دیده می‌شود.

صفحه نمایشی که در این گوشی می‌بینیم یک نمایش‌گر 3.5 اینچی 16 میلیون رنگی TFT است که به صورت لمسی طراحی و ساخته شده است. این صفحه نمایش با رزولوشن 640×360 پیکسلی کار می‌کند. کیفیت خوبی هم دارد.

حس‌گر Proximity، قابلیت تشخیص دست‌خط، صفحه کلید تمام QWERTY، زنگ‌های پلی‌فونیک 64 کاناله به همراه‌ زنگ‌های MP3 با قابلیت دانلود زنگ، دفترچه تلفن تصویری با ظرفیت نامحدود، پشتیبانی از GPRS، HSCSD، EDGE، قابلیت‌های 3G، Wi-Fi، بلوتوث نسخه‌ی 2.0 به همراه A2DP، پشتیبانی از microUSB نسخه‌ی 2.0 و بازی‌های از پیش‌ نصب شده به همراه قابلیت دانلود بازی از مشخصه‌هایی هستند که در گوشی موبایل نوکیا مدل N97 دیده می‌شود.

دوربین به کار رفته در نوکیا N97 یک دوربین 5.0 مگاپیکسلی است که به لنز Carl Zeiss، فوکوس اتوماتیک و فلاش مجهز است. این دوربین کیفیت بسیار خوبی دارد به طوری که می‌توان گفت از به‌ترین‌هایی ست که در گوشی‌های موبایل ارایه شده است. هم‌چنین، به شما امکان می‌دهد با کیفیت VGA و سرعت 30 فریم در ثانیه فیلم‌برداری کنید. شایان ذکر است دوربین دومی هم برای انجام مکالمه‌های تصویری در نظر گرفته شده که در صورت نیاز با آن نیز می‌توانید کار کنید.

با نوکیا مدل N97 مشکلی برای ارسال و دریافت پیام‌های SMS، MMS، IM و ای‌میل نخواهید داشت. مشخصه‌ی Push Email مزیت دیگری است که در این جا می‌بینیم. از دیگر ویژگی‌های به کار رفته در این گوشی می‌توان به قابلیت‌های کارآمدی مانند گیرنده‌ی GPS، پشتیبانی از A-GPS، Nokia Maps 2.0 Touch، جاوا MIDP 2.0، قطب‌نمای دیجیتال، خروجی TV، رادیو FM استریو با پشتیبانی از RDS، خروجی 3.5 میلی‌متری، Flash Lite 3، مرورگر اسناد، T9 و هندزفری داخلی اشاره کرد. هم‌چنین، به شما امکان داده شده با قابلیت‌های کارآمد دیگری مانند یادداشت صوتی و دستور صوتی نیز کار کنید.

گوشی موبایل نوکیا مدل N97 به مرورگر WAP 2.0/xHTML, HTML مجهز است و از فیدهای RSS نیز پشتیبانی می‌کند. پخش کننده‌‌های باکیفیتی نیز ارایه شده که نوع صوتی آن از فرمت‌های MP3/WMA/WAV/eAAC+ پشتیبانی می‌کند. هم‌چنین، می‌توانید با پخش کننده‌ی فیلم این گوشی نیز کار کنید که فرمت‌های MPEG4/WMV/3gp را پشتیبانی می‌کند.

باتری مصرفی گوشی همراه نوکیا مدل N97 یک باتری استاندارد یون لیتیوم mAh 1500 نوع BL-4L است که برای 430 ساعت در حالت استندبای و 6 ساعت و 40 دقیقه مکالمه‌ی مفید عمر می‌کند.

مشخصه‌های اصلی گوشی موبایل نوکیا مدل N97:

• پشتیبانی از باندهای HSDPA 900 / 1900 / 2100 و GSM 850 / 900 / 1800 / 1900
• صفحه نمایش 3.5 اینچی 16 میلیون رنگی لمسی نوع TFT با 640×360 پیکسل رزولوشن
• دوربین 5.0 مگاپیکسلی مجهز به لنز Carl Zeiss، فوکوس اتوماتیک و فلاش
• قابلیت فیلم‌برداری با کیفیت VGA و سرعت 30 فریم در ثانیه
• دوربین دوم
• مشخصه‌ی Push Email
• قابلیت ارسال و دریافت پیام‌های SMS، MMS، IM و ای‌میل
• پشتیبانی از GPRS، HSCSD، EDGE، قابلیت‌های 3G و Wi-Fi
• بلوتوث نسخه‌ی 2.0 به همراه A2DP
• پشتیبانی از microUSB نسخه‌ی 2.0
• پخش کننده‌ی MP3/WMA/WAV/eAAC+
• پخش کننده‌ی MPEG4/WMV/3gp
• رادیو FM استریو با پشتیبانی از RDS
• حافظه‌ی داخلی 32 گیگابایتی با پشتیبانی از کارت‌های microSD حداکثر تا 16 گیگابایت
• باتری استاندارد یون لیتیوم mAh 1500 نوع BL-4L
• ابعاد: 18.3-15.9×55.3×117.2 میلی‌متر
• وزن: 150 گرم
• مدت زمان مکالمه: 430 ساعت
• مدت زمان استندبای: 6 ساعت و 40 دقیقه

| لينک ثابت |  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 19:54    | 

غزه تنها است و تنها خواهد ماند. کودکان سرزمین اورشلیم در تنهایی جان می‌دهند. کجاست عیسا دمی که احیای ما کند؟ تنهایی می‌تواند به وسعت 360 کیلومتر نوار غزه باشد یا زاویه 360 درجه یک دایره. کجاست خدایی که رود نیل را از وسط شکافت تا کرشمه‌ای کند و بازار ساحری بشکند؟ کجاست آن قادر متعال که جان یکی از انسان‌های خوبش را با تارهای عنکبوت از مرگ نجات داد؟ کجا هستند جمال عبدالناصر، خالد اسلامبولی، احمد قصیر و مصطفا مازح که جرات را معنایی دوباره بخشند؟ خدایا الان کجا هستی آیا غزه را می‌بینی یا شما هم سرگرم انتخاب دختران شایسته سارکوزی هستی.

تمام مشکلات فلسطین حل خواهد شد، کافیست ما نباشیم و ما خفقان بگیریم تا یهودی‌ها و صهوینیست‌ها تمام مردم غزه را به هلوکاست هزاره سوم مهمان کنند. خدایا چرا کسانی که شما را قبول ندارند بیشتر بهشان حال می‌دهی. الان پاریس هیلتون در رفاه به سر می‌برد یا کودکان غزه؟ شارا پووا، جاستین هنن و ارغوان رضایی الان بیشتر از از زندگی لذت می‌برند یا آن کودک شش ماه که با تیر کین یهود و صهیون از دنیا رفت؟ خدایا مگر نه اینکه مردم غزه روزی ۱۷ بار نام شما را بر زبان می‌آورند؟

صحبت از خیابان اصلی و کوچه فرعی نیست. در جهانی که دختران سامری به دنبال تنگ‌تر کردن دهانه‌ی رحمشان هستند و ترویج آزادی جنسی می‌کنند معلوم است کسی به فکر انسان نیست. پس چرا آنها جنایت یهودی‌ها را در غزه محکوم نمی‌کنند؟ آیا این جنایت برعلیه بشریت نیست؟ آیا این نقص گسترده حقوق بشر نیست؟

جامعه جدید که از اومانیسم رنسانس به لیبرالیسم و دموکراسی شورانگیز قرن هفده و هجده و از آن به سیانتیسم و مکتب‌سازی فلسفی و ماتریالیسم و کمونیسم قرن نوزده و از آن به فاشیسم اوایل قرن بیستم و از آن به آنارشیسم و اضطراب و عصیان و پریشانی رسید نباید از آن توقع بیشتری داشته باشیم.

دنیایی که دیگر هیچ چیزی در سر جای خودش نیست. و دخترها و پسرهایش از ماترالیسم به ایده‌آلیسم، از ناتورالیسم به رئالیسم، از رختخواب به تختخواب، از آن به این، از ایدئولوژی به تحلیل، از ابژکتیویسم به سوبژکتویسم، از لباس خواب به خواب، از رمانتیسم به فاشیسم بعد هم سورئالیسم. از ما به من. و از جمعییت به انفرادی. تنهایی. هپروتیسم. هیستوریسم، سوسیولوژیسم، پسیکولوژیسم، از آزادی اراده به دترمینیسم. و بالاخره اگزیستانسیالیسم.

هگل انسان را به ایده‌ی مجرد اولیه و خودآگاهی مطلق می‌رساند. نیچه به نهلیسم قاطع و هایدگر از تمدن و زندگی که در پس آن انسان خاموش قربانی می‌شود. کامو جهان را پوچستانی عبث می‌بیند و انسان را گناهکاری بی‌گناه و بیگانه‌ای طاعون‌زده‌ بی‌تقصیر و سارتر که جهان را هیچ در هیچ می‌داند و انسان را غریبی که راه بجایی ندارد و بگفته هایدگر در این هستی پرتاب شده است و خود باید دردناکانه و نومید برای خویش کاری کند و ساموئل بکت که به انتظار بیهوده گودو که نیست نشسته و کافکا به همین دلیل به مسخ می‌رسد و صادق هدایت به پرلاشز، الیوت به ترزیا و یونسکو به کرگدن.

این جهان سرشار از تکنولوژی، صنعت و جهان توسعه یافته همانی است که حمید هامون سالها قبل فریاد ‌زد: "کجا داره می‌ره؟ آخه به چی رسیده؟ آه. عین یه مشت سوسک و مورچه دارن تو مرداب تکنیک دست و پا می‌زنن. همه‌ش هم به خاطر این شیکم صاب مرده است. راحت لم دادن... معنویت چی شد؟ به سر عشق چی اومد؟"

بودا دنیا را رنج و علی دنیا را پلید نامید. وقتی ضربت پسر مرادی فرقش را ‌شکافت به خدای کعبه قسم خورد که رستگار شد. در پس آخرین جمله‌ی مولا رازی نهفته است

| لينک ثابت |  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 4:26    | 

سی روز برای زندگی کردن کافیست. نه کمتر و نه بیشتر٬ با من دیوانگی کن و بعد از آن خداحافظ. سی روز با من٬ در آپارتمان من٬ در اتاق خواب من٬ در آشپزخانه‌ی من٬ در وان سفید من٬ کنار تلویزیون همیشه خاموش من بمان تا معنای واقعی زندگی را بفهمی که در این سال‌ها چیزی که می‌کردی زندگی نبوده.

۳۰ روز با من باش٬ صبح٬ ظهر٬ شب٬ نصفه شب. با من لیسی به بستنی قیفی‌ات بزن و کارهای همیشه مهمت را فراموش کن. زیر باران با من برقص و با جمله‌ی نفرت انگیز الان سرما می‌خوریم حالم را نگیر. سی روز با من شاد باش و استرس‌هایت را قورت بده. موبایل لعنتی‌ات را خاموش کن.

ساعت مچی گران قیمت مزاحمت را توی سینک ظرفشویی بنداز. بی‌خیال کار٬ بی‌خیال دیگران٬ بی‌خیال زمان و عقربه‌ی ثانیه شمار. هیچ وقت نفهمیدم چرا از خنده‌های بی‌بهانه‌ی Charlize Theron در سوییت نوامبر خوشم می‌آید. واقعن کسانی که سوییت نوامبر را ندیده‌اند از زندگی چه لذتی می برند؟

| لينک ثابت |  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 4:24   

بلیطِ یكسره، پاسپورتِ بی‌ويزا و ترمینال
منو چک این  ِ پروازی به اسم  ِ مرگ در تبعید
سفر از ماه تا ماهی، مسیر از آه تا آهن
پس  ِ پشتِ سرم، آینده آب و آرزو پاشید‏

همه دور و همه سرد و همه تسلیم و بی‌آزار
نفس گیره صف سین و صف جیم و صف تفتیش
كجای قبله‌ی‌  مادربزرگو رد كنم از مرز
چمدونم پره از دغدغه، دلشوره و تشویش

ترانه سوز خنیاگرکش  ِ شاعر به مسلخ بر
چه قرمز - داغه پشت ِ سر، شب  ِ قدیس  ِ استبداد
گريز من به اطراف كدوم سمت كدوم هیچه
چه آبی - سرده پیش رو، همه بیدر كجا آباد‏

كنار ریشه گم كردن، ته تالار پرس و جو
گذشتن از نوار سرخ بی‌برگشت بی‌تكرار
كجایی طعم بوسه، عطر یار، امنیت آغوش
كجایی لذت از قهوه كجایی سرفه از سیگار

چه چشم انداز غمگین - شادی از آوار و آبادی
چه رنگ آشفته عكسی دارم از پروانه و كشتار
مسیر پشت سر ضیافت پلهای ویروونه
روی موسیقی  ِ آژیر، اذون، خمپاره و رگبار

نئون پشت نئون ظلمت چكیده رو حضور  ِ من
پروژكتور، پروژكتور هجوم وحشت ازغربت
مسافر تا مسافر لهجه‌ی خاموش دلكندن
تو این تالار تو در توی اشک و آخرین فرصت

كدوم نقشه؟ كدوم آدرس؟ كدوم نمره؟ كدوم مسكن؟
پره پاییزه تابستون توی تقویم گمسالی
چه يخ - شن - ترس - بارون میشه چشم انداز این معبر
كدوم كابوسو معنا می‌كنه درياچه‌ی خالی؟

من و رویای رقص و پرچم و میتینگ و اعتصاب
من و كابوس كند سنگسار و منجنیق و دار
من و ققنوسکِ ترانه‌ی آزادی و صلح
گریز از این عجوزه مرثیه ساز  ِِ پدرسالار

| لينک ثابت |  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 23:43   

روزهای باشکوه هدیه‌ی افشین قطبی به تیفوسی‌های سرخ بود، روزهایی پر از دلهره و همسو شدن برای رسیدن به موفقیت. فراموش نشدن خاصیت روزهای باشکوه‌ است، حتا اگر بخواهی فراموششان کنی هم نمی‌شود. این روزها آفریده می‌شوند برای فراموش نشدن و سالها و سالها باید منتظر دوباره آفریده شدنشان باشی.

28 اردی‌بهشت 1387، پرسپولیس در دققیه‌ی 96 قهرمان ایران شد
این عظمت سرخ است. آن روز ما وارد تاریخ شدیم

روزهای باشکوه روزهایی هستند که تو قهرمانی، روزهایی که تو پادشاهی می‌کنی، روزهایی برای بازیابی غرور از دست رفته. روزهای باشکوه، روزهایی حماسی هستند که خاطره‌انگیزتر می‌شوند و به یادماندنی‌تر.

روزهایی گره‌خوره با پرش‌های بلند، گره خورده با فریاد کشیدن‌های دیوانه‌وار در لحظه‌های نا امیدی، گره خورده با شادمانی مردمی. هیچ‌وقت پرسپولیس و روزهای باشکوه این تیم. با نخستین بار خواندن این جملات ناگهان دلم گرفت و افشین قطبی رفت بدون اینکه از ما خداحافظی کند.

آن روز که در داربی تهران، علیرضا نیکبخت واحدی بعد از تعویض به افشین قطبی فحش ناموس داد اگر به جای او کسی دیگر همچون علی پروین یا علی دایی بر روی نیمکت پرسپولیس نشسته بود که علیرضا نگون‌بخت واحدی حتا نمی‌توانست فکر این را بکند که بخواهد کلمه‌ای مستهجن به آنها نثار کند.

علی پروین در سال ۷۷ پرسپولیس هم قهرمان لیگ آزادگان کرد و هم جام حذفی. همان سال که ناصر حجازی به دلیل باخت به پرسپولیس سکته کرد. بعد از قهرمانی و شکست استقلال در جام حذفی، خبرنگاری از سلطان پرسید: علی آقا با چه سیستمی پرسپولیس در دو جام قهرمان کردید؟ علی پروین گفت: با سیستم علی اصغری.

این طنز تلخ نه فقط فوتبال ما را در بر گرفته بلکه در حال حاضر در تمامی زوایای جامعه‌ی ایرانی رسوب کرده است. روزگار علی اصغری. الان عل‌اصغرها بر ما حکمرانی می‌کنند. علی دایی سرمربی تیم ملی ایران است. و هر کسی که از او درباره تیم ملی سوال کند را متهم می‌کند که با شورت ورزشی عکس ندارد.

فرانسه هواپیمای کنکورد را از رده خارج کرد نه به این دلیل که قدیمی شده. فقط به این خاطر که جهان هنوز آنقدر پیشرفت نکرده که بتواند از وجود چنین پیشرفتی استفاده کند. قبل از این هم پیشرفته‌ترین هواپیمای مسافربری جهان هیچ وقت نمی‌توانست در تهران بر زمین بشیند.

چون فرودگاه مهرآباد که قبل از انقلاب ساخته شده و فرودگاه امام در بعد از انقلاب، باند فرود کنکورد ندارند. افشین قطبی هم از جنس کنکورد است. با ارزش است. او رفت چون ما جایی برای او نداشتیم. برای ما همین علی پروین، علی دایی و امیر قلعه‌نویی بس است. ما لیاقت کنکورد را نداشتیم. باید به توپولف‌ها راضی باشیم.

مثل یک كتاب درسی در شب امتحان بی‌پايانی. شبيه یک داستان جنايی غير قابل پيش بينی. هرگز نفهميدم چرا همیشه از ته فیلمهای وسترن خوشم می‌آمد. شاید به خاطر این بود که قهرمانهایش بدون خداحافظی می‌رفتند. بدون هیچ منت و دستمزدی.

| لينک ثابت |  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 0:36    | 

زندان رفتن در وطن سگش شرف دارد به نون اجنبی را خوردن در فرنگ.
| لينک ثابت |  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 13:5    | 

هوا دونفره است و هیچ چیز بهتر از یک پیاده‌روی تنهایی مزه نمی‌دهد. روی آی‌پاد اینبار یکی از موسیقی‌هایی را می‌ریزم که فقط انسان‌های ناندرتال یا همان کرگدن‌ها می‌توانند گوش بدهند. راه می‌افتم. کوچه پس کوچه‌های شمیران. سهیل، ظهیرالدوله، دربند، سعدآباد، مقصود بیک، پسیان.

مجموعه‌ای دیگر از سلسله موسیقی‌های تلفیقی و این یکی، واقعن حرفی تازه در موسیقی ایرانی، مجموعه‌ای از ۵ قطعه (حضور، سیر، شور عشق، سوز و گداز، فرح انگیز) در ترکیبی از سه تارنوازان مسعود شعاری، با همراهی تبلانوازی سینگ آنند و گیتار مانو كودجیا و موسیقی و تنظیم كریستف رضاعی، آهنگساز ايرانی ـ فرانسوی (كه خواننده تنور هم هست) ترکیبی درخشان از Modeهای جذاب موسیقی ایرانی و همراهی و تنظیم اركستر و مایه‌هایی از ریتم‌های هندی را عرضه می‌كند.

تركیب پرده‌های ماهور، بیات اصفهان، شور و همایون، افزودن ریتم هندی تبلا یا در واقع زدودن لحن و روحیه موسیقی ایرانی، هندی از سازها و قطعات و رسیدن به یک تركیب موسیقایی فارغ از یک فرهنگ یا سنت مشخص، به آنچنان زیبایی و ترکیبی می‌رسد كه كمتر در خود موسیقی ایرانی سراغ كرده‌ام.

خود را از این نامگذاری‌ها فارغ كنیم و در مسیر قطعه، طراوت و جذابیت صداها و نواها رها شویم، «سیر» چیزی تازه از تركیب موسیقی‌هایی از فرهنگ‌های گوناگون و نزدیک به هم عرضه می‌كند كه نه به گوش متعارف ایرانی می‌رسد و نه تنها به خاطر تبلا، هندی.

اگر «حضور»  هنوز لحنی از ضرب‌های موسیقی ایرانی دارد، وقتی به «شور عشق» می‌رسیم در ترکیبی از صداهای نا آشنا و آشنا غرق می‌شویم، اما «سوز و گداز» و «فرح انگیز» به خصوص با ريتم شش چهارمش، جذاب، شنیدنی و حیرت‌انگیز است.

«سیر» نمونه‌ای درخشان از موسیقی تلفیقی، از تنظیم آزاد از نواها، لحن و Modeهای موسیقی شرقی و جذابیت شگفتی انگیزی از فراغت و كمال موسیقایی است. نمی‌توانم از كریستف رضاعی، به عنوان یک موسیقیدان با استعداد یادی نكنم.

به ویژه كه نمونه درخشان دیگری از تركیب‌های تلفیقی او را در آبادان در قطعه عنوان بندی ابتدایی و انتهایی فیلم و موسیقی متن فیلم کنعان (مان حقیقی) در تركیب و تبدیل موسیقی و ریتم‌ها شاهدیم و نیز از رامین صدیق كه برنامه ریز و تولیدكننده این موسیقی‌ها در نشر هرمس است.

پیاده روی برای من با ارزش است. یک حس خاص در آن نهفته است. مثل اینکه هر کسی توانایی گوش دادن به موسیقی ناب را ندارد دقیقن مثل همان نمی‌تواند از پیاده راه رفتن لذت ببرد. پیاده روی به من حس سیصد و پنجاه هزار سال قبل را می‌دهد. آن روزها که بر روی کره زمین فقط ناندرتال‌ها قدم بر می‌داشتند.

| لينک ثابت |  شنبه دوم آذر 1387ساعت 0:52    | 

 


حرم فلش-طراحی-کد وبلاگ-کد جاوا